تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

556

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

بحثى اجمالى در افلاك جزئى فلك كلى آن است كه با او يكى از حركات تسع منضبط گردد و فلك جزئى آن است كه با او به تنهايى يكى از حركات تسع منضبط نمىشود ، بلكه بايد غير او به او منضم شود تا آن گاه يكى از حركات تسع با او منضبط گردد . و إنّما الجزئي منها اثنان * و عشرتان للذكا نوعان ممثّل و الآخر التدوير * أو خارج ترديدهم شهير افلاك جزئيه بيست و دوتاست . براى شمس دو فلك جزئى است يكى ممثّل و ديگرى تدوير يا خارج از مركز . و چون براى شمس دو نحو حركت خاصه يافته‌اند ، ممثل را متكفل يكى از آنها دانسته‌اند و براى حركت ديگر آن ، كه مىبينيم گاهى از ما دور و گاهى به ما نزديك مىشود تدوير و يا خارج مركز تصور كرده‌اند و آن فرضاً مانند گردويى است كه داخل پوست هندوانه‌اى باشد و آن هندوانه يك حركت و آن گردو هم يك حركت داشته باشد . وقتى گردو حركت مىكند ، شمس هم كه بر آن گردو كوبيده شده است حركت مىكند و چون گردو دور مىزند ، پس گاهى شمس به طرف بالا افتاده و از ما دور مىشود و آن اوج اوست و گاهى پايين آمده و به ما نزديك مىشود و آن حضيض اوست . براى اين حركت شمس يا بايد تدوير و يا خارج مركز تصور نمود و فلك خارج مركز آن است كه مركز او غير مركز عالم باشد و اگر چنين كره‌اى گردش كند و شمس هم در آن باشد ، آن نقاطى از محيط كه به طرف مركز عالم است به ما نزديك است و آن